من و این ...

با همدیگه خوشبختیم


بسم الله الرحمن الرحیم


۞ وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ *

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞


تاريخیکشنبه سی و یکم شهریور 1392 17:58 نویسنده خانوم خونه| |

سلامون علیکم. 

ببخشید اگه نخوندمتون یا خوندمتون ولی خاموشاعتراف میکنم خاموش زیاد رد شدم از وبلاگستان 

سرم شدیدا شلوغ بود.مهمون داری و شلوغی از اون طرفم امتحانات و درسای تلنبار شده و...شرترجمه ها و ارائه ها ومیان ترم هاکنده شد.فقط مونده پایان ترم و مصیبت هاش 

ایشالا این ترمو بگذرونم از ترمای بعد راحت ترم. 

_________________________________________ 

چهارشنبه امتحان داشتم. کلی روی شبها خصوصا شب امتحان حساب باز کرده بودمشب قبل امتحان داداشم از کربلا اومد که رفتیم دیدنش و دقیقا از بعدش دل درد و حالت تهوع و... 

شب اصلا نتونستم بیداربمونم و درس بخونم!صبحشم که با حال وحشتناکی بیدار شدم!سحرخیزی هم کنسل شد! 

درحدی حالم بد بود که همسررو از سرکار کشوندم خونه و با وضع آشفته ای رفتم میان ترمم رو دادم 

بعدشم مستقیم رفتم دکتر و زیر سرم و دوتا امپول! 

ولی شکرخدا نمره کامل میان ترمم رو گرفتم!خدا خیلی بهم حال میده. بعضی وقتا از این همه لطف و مهربونیش واقعا خجالت میکشم!!!من لیاقت بندگیشم ندارم! 

زیر سرم با حال داغون خوابیدم!بعد همسر اومده بالا سرم و شیطنت آمیز میخنده!از چشماش فهمیدم  خبیث شده ومیخواد اذیتم کنه. دقیا چشمای پسرک به باباش رفته خصوصا قوتی خبیث میشن! 

اومده سراغ سرم. این قسمت سرم هس نمیدونم اسمش چیه درجه که کم و زیاد میکنه سرعت جریان سرم روخخخخخ 

تادرجه اخر زیادش کرده و میخنده میگه الان منگل میشی!!!!منم التماس که نکن حالم بد میشه و... 

انقدر ادا دراورد و انقدر باصدای بلند خندیدیم که اصلا دردام یادم رفت.دم به دقیقه هم جلو آینه خودشو خوش تیپ  میکرد و.... 

خخخخخخخخخ پسرک بیدارشد!!!!!من برمممممممممممممممم الان هجوم میاره به لپ تاپ 

کامنتارو تایید میکنم زودی.

تاريخپنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 14:19 نویسنده نخودچی| |

یکم سرم شلوغه.امتحانات و درس! 

راستش رو بگم...وقتایی که فرصت ندارم و مجبورم هی پسرکو از سرخودم باز کنم یا وقتایی که میرم دانشگاه... 

دلم براش پرپر میزنه! دلم میخواد حتی همین محدود وقت رو هم که صرف درس و دانشگاه میکنم، با پسرک باشم! 

دلم میخواد هرچی  زودتر درسم تموم بشه. 

به قول یه دوستی فصل امتحانات خر است!بی ادبم خودتونید!  

وسط امتحانات هم عقد داریم! 

دلم سفر هم میخواد! یک سفر هم تقریبا جورشده ولی دقیقا فردای برگشتمون امتحان سختی دارم. احتمال 99 درصد کنسل بشه! 

کلا وقت امتحانات مغرآدم معیوب میشه و دل لامصب همه چی دلش میخواد

ناچارا کمرنگ میشویم. برام دعا کنید  

دوستون میدارممممممممممممممممممممممممممممممممم

تاريخشنبه پانزدهم آذر 1393 14:22 نویسنده نخودچی| |

Sky-Theme