\ من و این ...

































من و این ...

با همدیگه خوشبختیم


بسم الله الرحمن الرحیم


۞ وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ *

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞


تآریخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392سآعت 17:58 نویسنده: خانوم خونه| |

الان یه حال خوبی دارم من این حال خوب بخاطر خبرای خوبیه که از اطرافیانم میشنوم،

پرم از حسای خوب و ذوق.،،،

یه خبر خوب از دوست دوران بچگیم وشنیدن صداش که خوشحالی توش فوران می کرد.

بعدم کامنت دوست مجازیم که یه مدت غیب شده بود والان باخبر عروس شدنش اومده

خیلی خوشحالمممممم براتون.ایشالا خبر وصال دوستای دیگم که برای اون روزاشون لحظه شماری می کنم.

عاقا یه اعتراف....

کامنت گذاشتن برای بعضی دوستان واقعا برام سخته.یعنی واقعا نمیدونم چی باید بگم 

نمیدونم چرا ولی حرفم نمیاد!

پست گذاشتن با تبلت اصلا نمیچسبهههههه. فقط با کیبورد واقعی و دکمه وموس.،،،

همونطور که درس خوندن فقط با کتاب و دفترو خودکار میچسبه.

تآریخ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393سآعت 18:28 نویسنده: نخودچی| |

 
گاهی فکر میکنم همسری خیلی مهربونه و هوای منو داره. درمقابلش خجالت می کشم! 

این روزها که درس و مقاله و... امونم رو بریده، بیشتر از همیشه هوامو داره.  

نهارها که سرکار میخورن، موقع برگشت از سرکارم یا اس میده آماده شید بریم بیرون یا زنگ میزنه چیزی درست نکن شام از بیرون میگیرم! وبعدم بافداکاری تمام غذای مورد علاقه ی من میشه شام اون شب! 

هزاربارم بگم تو چی دوست داری؟میگه فرقی نمیکنه هرچی خودت بیشتر دوست داری! 

هیچ وقت برای خونه ی شلخته،لباس شسته نشده اتو نشده، غذای نیمه سوخته و بی مزه ایراد نمیگیره!  

روزایی که دانشگاه داشته باشم، هرچقدم کار داشته باشه و هرچقدم من بگم ماشین نمیخوام!( بنده از رانندگی متنفرممممممممم) آخرش ماشینو میذاره برای من!

ناگفته نماند جذبه ای داره وحشتناکککککککککککک! یعنی من ازش حساب میبرم شدید هااااااااااااااااااا 

_______________________________________ 

چهارشنبه نخودچی زاده برای اواین بار رفت آرایشگاه کودکان و موهاشو کوتاه کرد! با باباییش مردونه رفتن. منم تو ماشین نشستم.یادم نبود فیلم بگیرم! 

همسری و آقای ارایشگر و همکارش سه تایی حریفش نبودنیعنی عاشقشم هاااااااااااااااااااااااااااااااااا 

جای درس خوندن اومدم اینجا! خجالت داره والا چهارشنبه امتحان دارممممممتازه دو صفحه از 80 صفحه رو خوندم! 

بابا کویز واینا مال بچه دبستابی هاس خوووووووووو چه وضعه دانشگاست؟؟؟؟تنبلم خودتونید!!!! 

با کشمش خان افتادم رو دور اثبات توانایی ها!وگرنه من کی اهل کویزدادن و میان ترم بودن آخههههههههههه

تآریخ دوشنبه نوزدهم آبان 1393سآعت 12:45 نویسنده: نخودچی| |

Sky Theme