من و این ...

با همدیگه خوشبختیم


بسم الله الرحمن الرحیم


۞ وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ *

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞


ÊÇÑíÎ : یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ÒãÇä : 17:58 Èå ÎØ : خانوم خونه| |

اصلا باورم نمیشه...

داریم به یکسالگی پسر گلم نزدیک میشیم.وقتی نگاش می کنم باورم نمیشه مادر این گل پسر منم

هنوز باورم نشده مادرم!

پارسال این موقع ماه آخرم بود. دوست داشتم ببینمش.بغلش کنم... پروسه ی پیاده روی رو هم شروع کرده بودم!

شکرخدا امسال صحیح و سالم بغلمه. خداییش اصلا فکر نمیکردم پسرم این شکلی باشه.میدونستم شبیه باباییشه ولی نه تا این حد.انتظارم نداشتیم بور و سفید باشه تا این حد

نخودچی زاده شکر خدا خوبه و مراحل رشدش رو داره دونه دونه پشت سر میذاره.

مدتیه راه میره. انقده بانمکککککککککککک.

هنوز نمیتونه خیلی خوب راه بره اون وقت یه چیزی دستش میگیره و از این سر اتاق میره اون سر و کلیم ذوق میکنه

یا میخواد فوتبال بازی کنه!علاقه ی شدیدی به توپ داره. خیلی برام جالبه. یعنی علاقه ها هم ازثیه؟؟؟؟؟

انقده خوشکل با پاش توپو شوت میکنه!مث خودمم پا چپه

من زمان جهالتم هروقت به شوهر فکر می کردم دوست داشتم شوهرمم چپ دست باشهاز کار خدا دقیقا به یه چپ دست شوهر کردم

نخودچی زاده هم به نظر چپ دست میاد تا اینجاشحالا تا ببینیم چه میشود در آینده!

_______________________________

نخودچی زاده علاقه عجیبی به کنترل تی وی و ... داره.یه کنترلم تلفات دادیم!ازبس تف تفیش کرد!

از این رو(: دی) همیشه کنترلارو زیر مبلا قایم می کردیم.

چندوقت پیش دیدم پسرک کنترلو آورده میده دستم و میگه: اه. یعنی برام تی وی بذار! وروجک الان دیگه هرچیزی رو بخواد زیر مبلارو نگاه میکنه!دقیقا میدونه جای هرچیزی کجاست

کنترل تی وی رو برمیداره و میگیره جلوی تی وی.فکر میکنه بگیرتش جلوی تی وی کافیه و روشن میشه

حالا چند روز پیش دیدم وروجک تایرماشینشو درآورده و هل میده زیرمبل و میخنده تایرماشینشو اززیرمبل درآوردم و دادم بهش.دوباره هلش میدادزیر و شیطنت آمیزمیخندید!

اونم یادگرفته هرچیزیشو میخواد قایم کنه هل میده زیر مبل!

از در و دیوارم میره بالا!

دوست دارم برگردم به روزای اوج وبلاگنویسیم. دلمخیلی تنگ شده برای پارسال همین موقع ها!

ولی واقعا شدنی نیست.پسرک مراقبت شدییییییییییید میخواد.

ضمن اینکه اجازه نمیده لب تاب روشن باشه. میخواد همه دکمه ها و صفحه مانیتور و...کشف کنه ومن نمیتونم هیشکاری کنم.

حقیقتا وقتایی هم که خوابه منم استراحت می کنم که کم نیارم

** پستم طولانی شد! نصف حرفام موند.خخخخخخخخ

 

ÊÇÑíÎ : دوشنبه دهم شهریور 1393ÒãÇä : 14:25 Èå ÎØ : نخودچی| |

یه سال دیگه هم هم خونه شدنمون گذشت

هنوزم حس می کنم یک زن خوشبختم.

امسال سعادت اینو داشتیم که تو این روز قشنگ سه نفره باشیم.

من... همسری.... ثمره ی عشقمون، پسر گلمون.

خدایا شکرت.همه این حسای خوب رو مدبون مهربونی تو ام.

هنوزم  حس می کنم یه تازه عروسمممممممممممممممممم.

این پستم یه آهنگ ویژه داره. آهنگ ممنونم از امید زمانی...

* کاملا مشخصه چقدر هول هولی نوشتم پستم رو نه؟؟؟

http://s5.picofile.com/file/8136616176/84801565471274179239.jpg

ÊÇÑíÎ : شنبه یکم شهریور 1393ÒãÇä : 13:40 Èå ÎØ : نخودچی| |